تبليغاتX
سید جواد ذاکر

سید جواد ذاکر

نناز به چرخ زمان که کمرشکن است نناز به رنگ لباس که آخرش کفن است


بسم رب سید


دفتر مشقم ز برگ یاس بود               آب بابایم همان عباس بود

سید تو رو به حق مادرت اون دنیا از مادرت بخواه تا کمکمون کنه


زندگی چه سرد بی رنگ شده           دل من به سید تنگ شده


سید خوش به حالت میدونی چرا مگه نمیگن اون دنیا مادرت زهرا اونایی که

به حسین و انبیا گریه کرده میاد دونه به دونه اشکهارو بر میداره تو از 17

سالگی داشتی هر روز گریه میکردی مگه نمیگن اونایی که به فکر  حسین

بودن حسین اون دنیا میاد همراهیش میکنه تو نه تنها به فکر حسین بودی

بلکه داشتی خودت می کشتی خوش به حالت حسین تا آخر با تو هست

مگه میشه کسی که به حسین گریه کرده رو حسین فراموش کنه هر کی

 هم یادش بره مادرش یادش نمیره به خدا وقتی شما از درد اون دنیا گریه

 میکنید مادرش میگه من این صدای گریه رو یه جایی شنیدم وقتی میاد

نزدیک میبینه تو رو تو مجلس پسرش دیده و از خدا طلب مغفرت میخواد

بیایید همیشه یه بهانه ای پیدا کنیم به حسین گریه کنیم
ای کاش دست نداشتم تا با عمویت هم درد بودم
علیمی یه بیت خوبی گفته
فکر کردم دست دارم آب دارم غم ندارم     ناگهان تیری به مشکش خورد بازویش شکست


راستی یه چیزی هم بگم من گفتم شما آدرس یه جایی رو بدید من مداحی

 های مرحوم رو براتون پست کنم ولی هیچ کدومتون آدرس ندادید و میگید

به من پست کن بیاد اگه نمیخواهید آدرستون تو وبلاگ باشه حداقل آیدیتون

 رو بدید و تو چت ازتون آدرس میگیرم و بعد فرداش براتون پست میکنم

 راستی من وقتی دیدم نوشتید هر چه قدر هم قیمتش باشه می پردازیم

 من خیلی ناراحت شدم مگه من میتونم به صدای سید قیمت بذارم

از پولش حرفی نزنید من گفتم رایگان انجام میدم به عشق سید


خداحافظ


یه صلوات به روح مرحوم بفرستید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 23:0  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 22:12  توسط رضا  | 

او یک فرشته بود    باور ندارید بخونید جالبه

بی گمان سید سینه سوخته و ذاکربا اخلاص و همیشه ذاکر از جمله نیک بختانی بود
 
که با عنایت حق و اجداد طاهرش از عشق حسین بهره ای وقطره ای نصیب برده بود
 
و از این رو در عشق الله مستانه و دیوانه وار سخن می گفت در مدیح آنان بی قرار و
 
 بی خود بود و نوای آتشین وی هر دلی را شعله ور میکرد مثل دل من که با صدای
 
وی از گرداب گناه خارج شد سید رسیدن به خدا را فقط از طریق امان میدانست و در
 
 خیلی از مداحی هایش در مورد حسین و انبیا طوری میخوند که بیشتر مردم به وی
 
 می گفتند کافر یک روز یکی از دوستان سید از سید پرسید سید چیه مردم چی میگن
 
سید گفت مردم خوبن من بدم تا اینکه جایی رسید که آیت الله مکارم شیرازی هم اومد
 
بالای منبر گفت با با مداحان تازه ما کافرند اونا میگن حسین خداست و این آبروی
 
شیعه رو میبره لااله حسین یعنی چی اگر اینا بدانند و بگویند کافرند و ندانند بگویند
 
 احمقند این حرفها یعنی چه و بعد سید هم اومد هم در جواب گفت اینی که ما میگیم
 
نعوذ بالله ما خدا را شریک قرار نمیدیم منظور ما اگه کسی ابوالفضل رو بشناسه در
 
 واقع زیبای خدا رو شناخته اگه زینب رو بشناسه بخشندگی و فداکاری خدا رو
 
 میشناسه و حسین بشناسه عظمت خدا پی میبره و ... حالا سواد بعضی ها به خود
 
جمله میرسه دیگه به مفهوم جمله کاری ندارند تا اینکه به سید اونقدر تهمت زدند که
 
دیگه خودش از ما ندید و ما را تنها گذاشت آخه میخوام بدونم چه کسی مفت  وبدون
 
اینکه پولی از کسی بگیره وبرای حسین بخونه و در آخر هم اونقدر بخونه و سرطان
 
 بگیره بمیره به خدا این آدم نبود این یک فرشته بود ما لیاقتش رو نداشتیم من خودم
 
یک بار شنیدم آقای ... پنج میلیون گرفت و ده روز ماه محرم رو خوند ولی وقتی به
 
سید پیشنهاد میلیونی دادند سید نارخت شد و گفت من اینجور ادم نیستم وپاش به اون
 
 مجلس نذاشت آخه کدوم کافری برای حسین تا آخرین نفس میخونه یکی رو پیدا کنین
 
تا من دست از شما بردارم تا جایی رسید که سید خودش گفت اگر عشق به علی
 
اولادش کفر به خدا من اولین کافرم ما لیاقت سید رو نداشتیم میدونم دیگه نوش دارم
 
پس از مرگ سهراب فایده نداره حالا میگن آبرو شیعه رو مداحان میبره به خدا اگه
 
 آبروی شیعه قرار باشه رفته باشه بازیگران و هنرمندان ما میبره خودتون بهتر
 
 میدونید بازیگرها وبازیکنان در کجا ها در حال چه کاری هستن در پارتی و در
 
کثافت خانه به خدا اینا آبروی شیعه رو میبره حالا کارشون شده افتادن به جون مداحا
تا چی بشه دیگه تموم کنم یه صلوات به روح بلند سید بفرستید  
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 0:40  توسط رضا  | 

وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي

 حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه

 ميخوام ببينمت وصدات بشنوم

 

حداقل آدرسی چیزی بده منم بیام

 

به قول خودت : آقا از اینایی که  لباس مشکی رو بهانه

 کردن و صد رو شدن خسته شدم

 

به خدا منم خسته شدم

 

یه خاطره دارم از این صد روها که دیروز اتفاق افتاد

 

من تو ماه محرم یه کسی رو دیدم در مراسم عزاداری

طوری عزاداری میکرد من به خودم میگفتم خوش به

 حالش امام حاجتش میده تا اینکه دیروز من موبایل

 برادرم رو برداشتم و به بازار رفتم و یکی از مداحی

 های مرحوم گوش میدادم که اون شخص دیدم به من

گفت بابا خاموشش کن چیه خیابون صداش گرفته تو باید

 از این بزن بکوپ بذاری

 

اون موقع یه جوری شدم انگار زبونم کسی چسب زد و

خودم کنترل کردم با خودم گفتم اگه قرار باشه جواب هر

 صد رو ها داده بشه خوب مرحوم میداد فقط گفتم خدا

 خودش ...

 

آخه ما چرا فقط در ماه محرم به یاد حسینیم

 

یه روز علیمی حرف جالبی زد اینکه

 

کاش همه بدونن هر روز روز حسینه

 

آخه روزی که به یاد حسین و اولاد و جدش نباشیم اخه

 اون روز نیست

 

خودم کنترل میکنم و دیگه ادامه نمیدم فقط بازم میگم سید آدرس

بده من با جون دعوتت قبول میکنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 1:0  توسط رضا  |