تبليغاتX
سید جواد ذاکر

من این حرف دل رو پارسال این موقع به خودم میگفتم

سید از دوری دیگه میمیرم

سید هر شب بهونت رو میگیرم

شمع خاموش من یار مدهوش من میبری هوش من به هر دمی که چشم

 خود را تو میبندی

جون عالم فدات من بمیرم برات که توی روضه هات برای دلخوشی من باز تو

 میخندی

سید جان سید جان سید جان سید جان یا سید جواد سید جواد

یاور من مرو دلبر من مرو ازبر من مرو که بی تو رضا دیگه یاری نداره

منم و اشک و آب دل غرق خون و اب هیچ کس دیگه به تهمت نمیزنه بیا جانم

سید جان سید جان سید جان سید جان یا سید جواد سید جواد

در کنار بستر سوز و آه همسر اشک چشم خواهر مثل ستاره میریزه به روی

 مهتاب

مداح غریبه که به زخم سینه با هر نفس که میکشه می چکه خون آب

وای دلش خونی شده محمد حسین جان وای خواهرش دعا میکنه زنده بمونه

مرو شوهر مرو مرو شوهر مرو هنوز ما بچه دار نشدیم

خواهر میگه ها مرور داداش مرو مرو داداش مرو من هنوز عمه نشدم

مرو جواد مرو مرو جواد مرو من هنوز عمو نشدم

شده وقت دعا همه فامیلا غرق اشک و نوا منتظرن ببینن چی میگه سید

 جواد

همسرم بیا تو(داخل شو) خواهرم بیا تو(داخل شو) برادر بیا تو(داخل شو)

کنارم بشینید همه امین بگید تا دعا رو قبول کنه خدای عباس

داداشم دعا کرده تا بمیره دعای همسر من اگه بگیره

خواهرش دعا میکنه زنده بمونه

سید جان سید جان سید جان سید جان یا سید جواد سید جواد

سید به خاطر عشقی که به تو دارم دارم زندگی میکنم

سید داری میری خوش به حالت خوب یه روز همه میرن تو هم داری میری

 خوش به حالت که زودتر داری میری

سید داری میری به خواهرت گفتی که من دیگه نیستم و فقط از تنها برادرت

 که تو این دنیا میمونه حمایت کن

سید داری میری به محمد حسین گفتی که بعد از من از خواهر گلم مراقبت

 کنه

سید داری میری به همسرت گفتی خوب خدا نخواست ما بچه دار بشیم و

 من طعم پدر شدن رو نچشم

سید چیزی تو قلبم هست میخوام بگم زندگی تو تا حدودی شبیه زندگی

 امام حسین هست

ممکنه خیلیا الان ناراحت بشن و بگن دیگه رضا شورش رو در اورده ولی

بذارید دلیلش رو بگم

سید هم یه خواهر و یه برادر داشت امام حسین هم یه خواهر و یه برادر

 داشت البته با ناتنی کاری ندارم

سید هم وقتی بچه بود مادرشون رو از دست دادن امام حسین هم وقتی

بچه بود مادرشون رو از دست دادن

سید هم وقتی بزرگ شد پدرشون رو از دست دادن امام حسین هم وقتی

بزرگ شدن پدرش رو از دست دادن

سید هم به خاطر زنده نگه داشتن اسلام کشته شد امام حسین هم به

خاطر زنده نگه داشتن اسلام کشته شد

قبر سید رو هم خراب کردن قبر امام حسین رو هم خراب کردن

سید هم مظلومانه مرد امام حسین هم مظلومانه مرد

سید هم ساده زیست بود با اینکه مشهور بود ولی بازم ساده زیست بود و

فقیر امام حسین هم همین طور

سید هم یه خداپرست واقعی بود ولی میگفتن تو کافری(سید توی نمازش

20 دقیقه توی سجده میموند) امام حسین خدا پرست واقعی بود و بهشون

 تهمت کافری میزدن و فقط 70 نفر غیر ازخویشاوندان به امام ایمان اوردن

و نشانه های زیادی هم هستند که من هنوز درکشون نکردم من واسه

همین سید رو به اندازه امام حسین دوست دارم

آسمان، اين‌ شبها كه می‌رسدعجيب بی‌قراری می‌كند و زمين داغ دلش تازه

 می‌شود و زخم شرمش، سر باز می‌كند.

آن خانه آن شب به چه قدرتی بر پای ايستاده بود، آن مدينه چه مدينه‌ای بود

 كه چنين مصيبتی را تاب آورد و در هم نشكست آن چه قبرستانی بود كه

سرچشمه عصمت را در خويش فرو برد و دم بر نياورد، آن چه خاكی بود كه

 به خود جرأت داد، فاطمه را از علی جدا كند...


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا و حنجره

چون من مدت زیادی نیستم واسه همین تو این پست تا دلتون بخواد هم

حرف دل نوشتم هم روضه نوشتم که از ته دلم بیرون اومده

سید میگن یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ولی یوسف من رفته

 هنوز برنگشته سید تو الان میدونی یوسف ما کی میاد آقا جون رضا نامرد

 درست رضا یه آدم بی لیاقت درست رضا یه آدم بد ولی شما رو به حق

 خوبانت شما رو به حق دل این همه منتظر شما رو به حق عدالت طلب در

ظهورتون عجله کنید خوب دارم میبینم خیلی جوونای پاکی هستند که

دلشون شما رو بخواد و تا شما رو نبینه آروم نمیگیره

سید دیگه خسته شدم از بس که گفتم آدرس بده سید باز حالم بد شده

 اگه با گفته هایم به شما و مادرتون بی احترامی میکنم من رو ببخشید

امام صادق (ع) فرمودن که مادرم احترام میذاره به گریه کنان امام حسین

 وقتی عزاداران گریه میکنن برای حسین روح مادرم زهرا میاد بالا سرشون

پرواز میکنه مادرم داغ داره و میخواد گریه کنه ولی میگه اول شما گریه کنید 

روز تاسوعا عباس مابین خیمه ها در حال پاسبونی بود که زمزه هایی از

خیمه ها به گوش عباس می اومد وقتی از کنار خیمه لیلا رد شد دید با

خودش میگه الحمد الله اکبر دارم فردا قربون حسین میکنم ای وااااااااااای

عباااااااااااااااااااااااااااااااس بعد اومد کنار خیمه نجمه دید نجمه داره به قاسم

میگه ببینم فردا چه میکنی مادر میخوام جلوی عمو رو سفیدم کنی( بخدا

این ازون حرفهایی که تو سینه ام هستش) اومد کنار خیمه رباب دید رباب

میگه لالایی مادر لالای مادرمادر بخواب فردا روز خواب نیست فردا باید بری

 میدون قربونت برم کوچولوی خوشکلم لالایی (سید اصلا حالم خوب نیست

 سید دارم به زور دکمه ها رو فشار میدم سید کمکم کن تا آخر بنویسم) هر

 کدوم از بی بی ها شاد بودن و میگفتن الحمدالله فردا متاعی برای قربانی

حسین دارم گشت گشت گشت اومد کنار خیمه ام الکلثوم دید ام الکلثوم

تنها نشسته گریه میکنه زیر لب زمزمه داره هی میگه غریبی غریبی

واااااااااااااااااااااای (خانمهای عرب ضمن چادر یه نقاب هم دارن) با خودش

گفت وقتی عباس اومد برای اینکه نبینه من دارم گریه میکنم نقاب رو می

اندازم عباس داخل که شد گفت سیدتی حالا برای عباس نقاب می اندازه

خواهرش گفت چیزی نیست داداش عباس فورا گفت ام الکلثوم از زیر مغمه

ات نم نم اشک زده چرا گریه میکنی عزیز دلم چرا گریه میکنی نقاب رو زد

بالا گفت راستش من فردا جلوی حسین دستم خالیه چیزی ندارم قربونش

کنم ای خدااااااااااااااااااااااااااااعباس رو ببین عباس رو ببین چی گفت گفت مگه

 عباس مرده ام الکلثوم گفت خواهر , جووووووونم داداشی قربونت برم جونم

 برو پیش حسین بگو من یه غلام دارم غلامم رو برات میفرستم میدون من

جای تو شمشیر میزنم گفت خواهر جون مگه عباس مرده باشه که تو

اینجوری گریه کنی فردا کاری میکنم بدن اکبر رو بتونه برگردونه اما بدن من

رو نتونه بیاره

 

عباس وقتی دستش رو از دست داد گفت دستی ندارم ( تو دیگه دست رو

 میخوای چیکار عباس جان دست به درد این میخوره که فدای حسین بشه

 خوب فدا هم شد اخه ترک عادت خیلی سخته عزیز) دستی ندارم تا که

دست حسین را بگیرم

عجب رسمیه رسم زمونه

خدایا مادرم هنوز جوونه

عجب دردیه درد یتیمی

به رخ می شینه گرد یتیمی

مادر جونم داری میری به زینب خونه داری رو یاد دادی به زینب یاد دادی که

 چطوری به حسین و حسن صبحانه و نهار و شام درست کنه یاد دادی

چطوری توی خونه از پدرش پذیرایی کنه مامان داری میری به حسین یاددای

 که چطور از خواهرش مراقبت کنه داری میری به حسن یاد دادی چطوری از

پدرش حمایت کنه مامان داری میری به علی اجازه دادی تا بعد تو با ام

البنین ازدواج کنه مامان گلم دلم گرفته دو تا همدرد دارم که یکیش الان پیش

 تو هستش و یکی هم شهرها از من دوره مادر اینجا خیلی تنها هستم

عشق علی داری میری سلام علی رو به پدرت برسون و بگو دلش برای

پدرزنش تنگ شده مادر داری میری به علی گفتی که بعد از من دردش رو

به چاه بگه مامان داری میری صدای عباس میاد میگه مادر ای کاش من هم

 بودم تا شما رو بدرقه میکردم ای کاش اون زمانی که به تو سیلی زدن من

 بودم اگه من بودم که جرئت قلب زینب رو بشکنه مادر میگن تو مادر همه

غریب ها هستی پس تو مادر من هستی تو رو به هر کی که دوست داری

 مامان عمل من رو طوری کن که از داشتن چنین فرزندی افتخار کنی به

والله من هم اعمالم رو اون طوری که تو میخوای دارم میکنم راستی مامان

داری میری به بچه هات لباس سیاه دوختی

مادرم آروم اروم پا شد از زمین

تا که پشت در رسید یکهو شد نقش زمین

اگر علی دست همه را از پشت بسته دلیلش اینه که زهرا دست علی رو

گرفته مادر میدونم بودنت دل زینب رو مثل شمع آب میکردی ولی با رفتنت

 زینب رو خانه خراب میکنی مادر اینا رو زینب میگه بابا امروز مادر نمازش رو نشسته خوند

مادر فردا دیگه کنار سفره جات خالی میشه و خونه علی نور خدایی نداره


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 23:54 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 18:7 موضوع سید جواد ذاکر | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا وحنجره

برخلاف همیشه که با احساسم مینوشتم الان با مستی مینویسم که سید

 من رو مست کرده با صداش

عیب نداره عیب نداره عیب نداره دیگه باید از این به بعد توی خلوت دلم

 بشینم بشینم بشینم .......

میگم سید باشه سید باشه سید باشه میگم سید باشه منم خدایی دارم

باشه سید باشه سید .......

اما چه بگی بهت آدرس میدم چه بگی آدرس نمیدم چه بگی بیا چه بگی

 برو میگم قد حسین دوست دارم دوست دارم ........

با همه بدبختی ها با همه رو سیاهی ها بازم جار میزنم آی سید دوست

دارم روست دارم دوست دارم......

عیب نداره عیب نداره عیب نداره بازم میگم اگه آدرس ندای اگه نذاشتی

بیام پیشت اگه نذاشتی از این دنیای کثیف خداحافظی کنم

دلم خوشه میام کنارقبرت گریه کنان سینه خیز میام عقده ی دلم رو وا

میکنم وا میکنم وا میکنم......

سید تو با من کاری کردی وخیلی هم خوشحالم کردی که فکر کنم لیاقتش

 رو نداشتم

سید بازم میگم تو با این کارت خیلی خوشحالم کردی تو با اینکه مردی

(البته توی دل ما همیشه زنده هست) ولی بازم به من خدمت میکنی

دستت درد نکنه سید فکر کنم همین که به تو و حسین گریه میکنم دینم رو

 ادا میکنم

سید ایام ایام فاطمیه هست سید دیشب بود که یه دفعه دیدم یکی تو

ماشین داره ترانه آمریکایی گوش میده تا برم بهش بگم بابا ایام فاطمیه

هست رفته بود

 

سید صداوسیمای ما بازم نشون داد بی عرضه هست آخه ضرغامی مگه تو

ایام فاطمیه نمیشناسی چرا حتی یه نوحه نمیذارن اصلا نوحه نخواستیم

حداقل یه خط سیاه بکشن گوشه هر شبکه سید بازم میگم جمله

همیشگی رو تکرار میکنم

تو قسمت نظر یکی به نام عاشق بی نام نظر جالبی گفته که من گریه ام

گرفت راست میگه آخه ما شیعه هستیم که به یک اولاد پیغمبر تهمت

کافری بزنیم راست میگه سید از درد سرطان نمرد از درد تهمت های مردم

مرد

خیلی تو دلم مونده بود که یک روزی بشه همه این رو بدونن خوب گوش

کنید ببینید چی میگم البته اونایی باید بخونن که به یکی به راهتی تهمت

کافری میزنن

 

توی تهمت کافری حسین پرستی هزاران تهمت وجود داره چهار تا شو

اعلام میکنم

1)اولی همین تهمت کافری هست

 

2)به یه شخص تهمت میزنی که تو خدا رو قبول نداری

 

2) به یه شخص تهمت میزنی تو نماز نمیخونی

 

3)به یه شخص تمهت میزنی اگه نماز میخونی میگی حسین اکبر

 

4) به یه شخص تهمت میزنی تو حسین رو خدا میدونی

 

سید من از این دنیای پول پرست خسته شدم آدرس بده بیام سید آدرس

بده


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 17:21 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا وحنجره

خدایا مادرم زهرا جوونه چرا پس قامتش همچون کمونه

 

چرا در نوجوانی پیرگشته چرا از زندگانی سیر گشته

 

سید بخدا تو خیلی مفت افتادی تو دست ما اگه عالم رو می آوردن

نمیتونستن تو رو بسازد بخدا خدا تو رو به ما مفت داد سید الان از تو یه

حرفی شنیدم که دلم آروم شد سید میگه هی اسم علی و اولادش رو به

زبون بیارید اگه علی یا یکی از اولادش یه نیم نظری به شما کنه بخدا تا

آخرین نسلتون که ظهور مهدی هست تا اون موقع با رفاه زندگی میکنید

واقعا هم این طوره سید تو رو قسم میدم به مادرت فاطمه زهرا اعمال ما رو

 یه جوری کن که علی یا اولادش یه نیم نظری به ما بکنه همتون بگید آمین

 

سید حالم اصلا خوب نیست تو خودت کمکم کن تا آخر بنویسم

 

یک روز زینب و حسن و حسین و عباس رفتن پیش مادرشون گفتن مادر بیا

سر ما رو شونه بزن حضرت رفت شونه رو آورد شروع کرد به شونه کردن

حضرت یکی یکی سربچه هاشون رو شونه میزد تا به حسین رسید سرش

رو گذاشت گریه کرد (حسین حسین حسین حسین) حال هوای گریه پر

شد طفلان همه گفتن حسین

 

داریم به ایام فاطمیه نزدیک میشیم مادر تو رو خدا امسال یه نیم نگاهی به

ما بکن بابا ما اون دنیا خیالمون راحته چون حسینی هستیم مادرش انشاالله

 ما رو همراهی میکنه چون تو مجلس پسرش گریه کردیم مگه میشه یه

مادر عاشقای پسرش رو فراموش کنه خود حضرت آدم به عشق حسین آدم

 شده ما غمی نداریم

 

دلم میخواد یه واقعه دیگه رو بگم

 

یه روز ام البنین تو صحن خونه هی این ور و ان ور میرفت امیرالمومئنین وارد

 شدن ام البنین با ادب هر چه تمام تر رفت جلوی مولا فرمود مولا عباسم از

 صبح رفته هنوز برنگشته مولا فرمود دیگه عباس بچه که نیست نوجوون

شده ام البنین فرمود از زخم زبون این مردم میترسم امروز بی نقاب رفته

ابوالفضلم ظهر شد نیومد عصر شد نیومد دم دمای غروب بود امیرالموئمنین

دید دیگه ام البنین تاب نمیاره هی دلش رو میماله و هی عباس میگه فرمود

 خودم میرم دنبالش دیدن آروم آروم طرف بقیع داره میره اومد بقیع دید مولا

ابوالفضل وایستاده اند و با ادب و غضب دانه های اشک عین مروارید میریزه

هی بلند بلند میگه مادر مادر مادر کاش من بودم مادر مادر من بودم کی

جرئت میکرد به تو اهانت کنه کی جرئت میکرد دست رو تو بلند کنه کی

میکرد دل زینب رو بشکنه مادر علی که جلوتر اومد چشمای عباس به

چشمای پدرش افتاد فورا سرش رو انداخت پائین و گفت بابا بابا صبح که

اومدم بیرون دیدم یه صدای به من میگه ولدی ولدی پسرم پسرم بیا بیا

سید دیگه نمیتونم بقیه واقعه رو بنویسم سید اصلا حالم خوب نیست سید

 تو قرار بود جمعه به من آدرس بدی چی شد میدونم دلیلش رو هم گفتی

ولی من که نمیتونم مثل تو باشم سید داده بودی چرا آدرس رو ازم گرفتی

بابا میدونم برای اون دنیا چیزی ندارم ولی یه چیزی دارم که از همه چیز برام

 با ارزش تره گریه کردن به حسین این یکی رو که دارم سید آدرس بده

 


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 21:59 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط رضا در شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت 0:28 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط رضا در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 13:40 موضوع | لینک ثابت