تبليغاتX
سید جواد ذاکر

بسم رب خدای صدا و حنجره

پاره ای بر چهره از نور حسین دارد ذاکر جلوه عشق حسینی الگوی سید

 ذاکر

سلام سید

سید دلم خیلی گرفته خیلی وقته نمیتونم برم هیئت سید میخوام فقط روضه

 علی اصغر رو بنویسم

علی لای لای تو کوفه توی قافله یه دفعه دیدن یه خانمی دستش رو برده

بالا گریه میکنه گفتن این کیه گفتن این ربابه زینب اومد گفت عروس مادرم

چی شده چرا اینجوری میکنی گفت از مدینه تا کربلا تو بغلم بود براش

لالایی میخوندم عادت کردم ای آرزوی رباب میخوام یه آرزوی رباب رو بگم

بچه وقتی شش ماهه میشه تازه دندون در میاره ای دستت بشکنه که داغ

 دیدن دندون علی اصغر رو رو قلب رباب گذاشتی ای آرزوهای رباب قدری

تحمل کن نخواب ای غنچه خشکیده ام آید عمو با مشک آب لالا گل پونه

برای آب نگیر بهونه بخدا دیگه من تو این ظالمی موندم آخه وقتی دیدن دیگه

 به علی اصغر آب هم بدن هم ندن میمیره به عمر گفتن این بچه رو

سیرابش کن دیدن عمر پاشد فکر کردن دلش سوخته میخواد آب ببره دیدن

یه دفعه شمشمیر رو کشید نمیگم چی شد فقط میگم دیگه حسین روی

برگشتن به خیمه رو نداشت ای وااااااااااااااااااااااااااااای به قول سید جواد که

گفته بود حاجر هفت مرتبه دوید بلاخره دیدن زیر پای بچش آب سرازیر

میشه ولی رباب صد مرتبه این ور و اون ور رفت هیچی پیدا نکرد بابا رباب

یعنی چی یعنی ربع اب یعنی یک سوم آب یعنی به رباب باید آب بدن

 

سید دیگه نمیتونم سید خسته شدم به خدا خسته شدم سید تو رو به حق

 خوبی خودت از آقا امام رضا بخواه از دوباره برم کنار سقاخونش بشینم برم

به کبوتراش گندم و دونه بریزم سید سید بخدا میدونم آقا امام رضا هر روز به

 همه دعوت نامه میفرسته میگه بیا تو هم من رو زیارت کن تو هم حاجتت

رو به من بگو شاید حاجتت روا بشه ولی ما با اعمال بدمون اون دعوتنامه رو

 هر روز پاره پاره میکنیم آقا آقا آقا یا منو بکش یا منو ببر دل دل نکن تو رو

خدا . خوب باشه قبول دارم من بدم خوب تو خوبی تو کریمی قربونت برم آقا

 تو رو خدا به این دلم رحم کن و ببر بذار زیارتت کنم کریم .

 

واقعا وقتی به خودم میام و میگم حرم الان درش بازه آقا میگه بیا ولی

نمیتونم برم به خدا دیونه میشم همین الان در حرم بازه هر کسی میره از

هر قومی ولی من نمیتونم چرا سید چرا .

برای شادی روح سید یه صلوات بفرستید

خدایا ماه ماه رمضان هست تو این ماه بی علاج ها هم شفاعت میگیرن به

قول سید خدایا تو رو به حق بی بی زینب این رو به ما بده هر نفسی که

میکشم عنایت حضرت زهرا باشد چون برآید کرامت رقیه باشد خدا جون تو

رو به حق خوب هات حداقل تو این ماه پرفیض از غربتی آقامون کم کن

بابا خود سید هم گفته آقامون توی لوس انجلس بین یهودیان بین مسیحی

ها که غریب نیست بین ما ها غریبه

میخوام از زبان حال یکی از خودمون بنویسم که قراره بره کربلا

کربلا برای دیدنت چشم انتظارم همه لحظه لحظه ها رو میشمارم

بخدا خسته شدم بسه جدای بذار پائین شش گوشه بمیرم

حالا از زبان حال خود ما که کربلا نرفتیم

آرزومه که بیام حرم بشینم یا برم یه گوشه از حرم بمیرم

یعنی میشه آقا جون بها بگیرم اذن کربلا رو از رضا بگیرم

 


 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 16:8 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا و حنجره

سلام به سید سلام به مدیون عزیز سلام به همه عاشقان سید

مدیون جان تو گفته بودی نظرت رو در مورد نظری که گذاشتم رو بگو منم

 تصمیم گرفتم یه پست مطلب رو اختصاص بدم

قبل از همه یه چیزی رو بگم  سید وقتی میخواست یکی  رو از

گرداب گناه بکشه بیرون توجه نمیکرد که چند سالشه یکی 18 ساله که من

 قبل از سید نماز میخوندم درست ولی وقتی نماز میخوندم نمیدونستم

دربرابر چه کسی دارم سجده میکنم بیشتر نمازم رنگ ریا داشتن و حتی

خیلی وقتها نمازم رو ترک میکردم و میگفتم خوب خدا از حقش میگذره یکی

 60 ساله که مادرم با شنیدن صدای سید توبه کرد (نمیگم مادرم گنهکار بود

 ولی خوب مثل خود سید که قبل از فوتش رفته بود پیش آیت الله بهجت و

توبه کرده بود و پاک پاک شده بود مادرم هم با صدای سید توبه کرد با خدای

 خود) یکی 6 ساله بله 6 ساله که خواهر زاده من که با شنیدن صدای سید

 عاشقش شد خودش اومد به من گفت رضا به من از سی دی های سید

رو بزن میخوام تو خونه نگاه کنم یکی 1 ساله بله فقط 1 ساله که خواهر

زاده من هست وقتی گریه میکنه وقتی در گوشش مداحی سید رو میخونم

آرووم میشه یکی 21 ساله که قبل از سید حتی به خدا هم بی اعتنایی

میکرد و میگفت از خدا نمیترسم ولی وقتی صدای سید رو شنید همیشه

نمازش رو سر وقت میخونه یکی 20 ساله که دانشجو هست من بهش

ادرس وبلاگم رو دادم گفتم توی دانشگاه بازش کن و ببین وقتی بازش کرد

اون موقع توی وبلاگ من شعری از مداحی های سید رو نوشته بود که

وقتی استادشون میخونه میگه برام پرینت کنید

 

حالا مدیون جان میخوام بگم خوش به حالت رفتی پیش سید و باهاش

دست داد ولی میخوام بگم اگه من بودم جای تو دستش رو میبوسیدم

 

مدیون جون میخوام جواب سوالت رو بگم که به خدا گفتی مگه سید توی

این دنیای بزرگ زیادی میکرد نه زیادی نمیکرد بذار یه چیزی بگم خدا به همه

 انسانها یه وظیفه داده و گفته برو زندگی کن و وظیفه خودت رو پیدا کن و

انجام بده هر وقت پیدا کردی و وظیفه ات رو کامل انجام دادی اون موقع

میارمت پیش خودم حالا خوش به حال اونی که وظیفه خودش رو پیدا کرده

 حالا ما هم باید ببینیم سبب خلقت ما چی بود

خیلیا هم میگن چرا تلوزیون سید رو نشون نمیده بذار بگم چرا من یه بار تو

چت با یه نفر که تو صدا و سیما کار میکرد پرسیدم گفت یک چون ترک بود

از خودم نمیگم حقیقته گفت 2 فارسها رو جمع میکرد صدای سگ درمیاورد

از اینا هم گذشته آیا این انصافه که همون شبکه که بوش رو نشون میده

رایس رو نشون میده و هزاران هزار کثافت رو نشون میده بیاد سید رو هم

نشون بده ؟ ولی اینم میدونم خیلی از جوونا منتظراً یه جرقه بشه تا آتیش

بگیرن ولی ... نمیدونم چی بگم

(راستی غم نامه جان (سفر کرده جان ) ببخشید نتونستم بیام تو وبلاگت لطف کن آدرس

وبلاگت رو دوباره بده)


 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا و حنجره

سید سلام

سید دلم گرفته بذار با خدا حرف بزنم

خدا جون بذار یه چیزی رو اغرار کنم خدا به خودت قسم اگه گرفتار نبودم

 پیشت نمیومدم فکر میکنم شاید حتی نماز نمیخوندم ولی وقتی گرفتاری

 برام پیش میاد یه جوری میام پیشت که اونایی که من رو نمیشناسن فکر

 میکنن چه خبره

خدا میخوام بگم آقامون تا کی غریبی میکشه باشه درست یه بار گفتی تو

خواب کی ظهور میکنه ولی خدا به خودت قسم خیلی دیره حتی نتیجه

نتیجه نتیجه من هم اون موقع زنده نیست

خدا میخوام بگم بذار دوباره آقا بیاد با من درد دل کنه

خدا میخوام بگم تا کی باید چشم ما کور باشه که وقتی میبینیم نتونیم

تشخیص بدیم که آقامون هست

خدا یه اتفاق خیلی عجیبی به دوستم افتاده بذار بگم همه بدونن یه مداحی

 تو شهرمون داشتیم بنا به دلایلی هیئتمون رو بستند و شهر دیگه فورا مداح

 ما رو دعوت کرد وقتی رفت اون شهر روضه فروشی کرد تو شب اولش تو

خواب دید خدا بگم نگم خدا نمیتونم بنویسم باشه میگم تو خواب دید داره

ای وای داره گوشت امام حسین رو میخوره

خدا اصلا حالم خوب نیست خداجونم همیشه مست سید میشدم ولی حالا

 مست تو شدم خدا بذار از آقا بگم

میخوام بدونم اگه یکی بیاد بگه آقامون یه کوچه پایین تر ظهور کرده یکی بره

بیاره کی میره کی من یا تو

از خودم شروع میکنم

من میگم میخوام برم آقامون رو بیارم وقتی رسیدم پیش آقا میدونم آقا فورا

 میگه صبر کن تو کی هستی میگم من کسی هستم که بیاد تو بودم

همیشه در فرج شما دعا میکردم میدونم آقا میگه چرا همیشه تو گرفتاری

 ها دعام میکردی چرا وقتی شاد بودی یادم نبودی برو تو غرق گناهی

 

حالا یه ریش سفید مسجد میخواد بره

آقامون میگه تو کی هستی میگه من ریش سفید مسجد هستم که شب و

 روزم تو مسجد میگذرونم آقامون میگه برو چون اگه این ریش سفیدی

مسجد رو از تو میگرفتن و پول نمیدادن نه تنها به مسجد نمیومدی بلکه

اونایی که به مسجد هم میرفتن رو میگفتی تو کافر هستی برو تو هم غرق

 گناهی

حالا یه روضه خوان میره

آقا میگه تو کی هستی میگه من نوکر حسین هستم آقامون میگه تو نوکر

پول هستی برو پاک شو و برای پول نخون

خدا دیگه از کی بگم خدا چرا باید اینقدر غرق گناه باشیم بابا خدا گلچینه گل

 ها رو پیش خودش جمع میکنه میگه بیا پیش خودم میخوای اونجا بمونی که

 چی گلچینه واسه همین هم سید رو خیلی زود برد

واقعا نمیدونم چرا اون کارهایی که خدا گفته انجار بده رو انجام نمیدیم اون

کارهایی که گفته انجام نده انجام میدیم بابا بخدا اگه قرار بود فرشته مرگ به

 یکی رحم کنه به علی اصغر رحم میکرد حالا بیاد به ما رحم کنه

سید خوشا به حالت که این دومین نیمه شعبان بود که پیش آقامون بودی خوشا به حالت


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 23:44 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا وحنجره.

پروردگارا تبریک وهزار هزار مبارک مولودی مردی که

نامش مستی از شراب ناب میکده عشق توست  مردی

که روز گار در اندوه فراقش اشک ماتم سر میدهند .

 

معبودا بر قلبهای شکسته مان بنگر واندوه جدایی را در

صدایمان احساس کن .معبودا افسوس بی

انتهای دوریش را در اشک های شوق ظهورش دمساز

عشق کن .

پروردگارا بر بی کسی هامان بنگر  بر بغض های گره

خوردمان در فغان خفته حنجره مان وبه این فراق پایان

 ده .پروردگارا عظمت بی کران حضورش را در حقارت 

 تمام  اندوه هامان رهسپار کوی وصال کن .

 

یا رب پیغام مان را بر آیینه ی مستی مولا بنگار و بگویش

که دنیا بر بودنت اشک میریزد ای خورشید بی غروب آل

الله بیا وبودنت را بر رخسار یخ بسته مان تبسمی شیرین

 کن.

 

مولا جان دوباره زمین حجاب سنگین غروب را بر چهره

سرمشار خود میکشد ودر انتهای بی کسی هایش تو را

نجوا میکند تا بیایی وخنجر زهر آگین کینه بشر را از میان 

 زخم چرکین سینه اش بیرون بکشی . دقایق  پی در پی

 در امتداد ثانیه ها  می لغزند تا شاید لحظه ی عروج تو

را در معراج اشک با نگاهی منتظر دیدار کنند. موج ها بر

ساحل  سنگین عصیان شلاق نفرت می کوبند تا شاید با

 گریه های های های افق  از این همه کینه در گذری

وقدم بر چشمان خونبار انتظار بگذاری   آن روز که قدم بر

 سرا خانه قلب هامان نهی  از خاک مقدس چارک هایت

سرمه ای می سازیم وآن را مرهم چشمان  خسته مان

می کنیم  و آن روز  که تو بیایی مهتاب سراسر  سرزمین

 کینه بسته را نقره کوب نگاهت میکند  وخورشید پرده ی

ابر را بر چهره سنگ خارای خویش می کشد .آری روز

آمدن تو روز شکوفا شدن آلاله های وحشی در دشت

بی پهنای امیدواریست تا به تقدیس خدای مریم وارهیم

 از این وجود  پر فتنه صلیب ماتم را و آن روز همه زمینیان

بر دامن شبگردی فروغ مهتاب میکشندونی خاموش را

درطنین  صدای آسمانیت دم ساز  عشق می کنند .آری

تو معشوق جانهای همه جاودان دل های خسته ای که

 شکسته از تنگنای سرابه ی درد هستند.پس بیا

وافسون شیدایی را با نفس مسیحایی ات همراه ساز .

 

آری چشم براه ظهور آسمانیت هستیم تا هجران  بی

کسی هایمان را در حضور تو معنا کنیم.

 

آه که این انتظار چه تلخ است ووصالش چه شیرین....

 

پروردگارا طلوعی که تاریکی این شب را به وصال محبوب

میرساند بی تاب لحظه هایست که نبودن او را بر رخ

میکشد اوکه یادش امید بودمان گردیده بود ودلیل صبر

هرگز نداشته مان....

 

سیدا خوشا بر سعادتت وخوشا بر رستگاریت وخوشا بر

رسالتت وخوشا بر آن لحظه که فردا مرثیه عشق بر

آستان منجی خواهی سرود.  سیدا دستان بی پناهمان

 را بگیر وبر کوی عاشقی که خودت در به در کوچه

هایش بوده ای  رهسپار مقصد دوستی بر آستان آل الله

 کن سیدا دریاب تمام فغان واندوه مان را که رسم

 شیدایمان گشته است .سیدا بر دامان مولا اشک 

 ندامتمان را بریز شاید بدی هامان پاک شود از رخسار

 شرمنده روز گار وپرورگار بر این ندامت وصال عاشقی

مقدر کن.

 

ان شالله بر عظمت کلمه ی

اللهم صلی علی محمدوال محمد وعجل فرجهم واهلک

                اعدائهم اجمعین. 

 


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا وحنجره.

سید جان سلام  .عیدت مبارک نه سید ...نه ..نه...نه....جواب نده می دونم میخوای بگی عید شما هم مبارک اما نه سید نگو داغمو تازه نکن .بگم کدوم داغ همون داغی که بعد مولودی آقا علی اکبر تو جانت ریشه کرد اون روز تو از عشقت خوندی از علی اکبرت که داشتی به مهرش ذره ذره آب میشدی .....

وآره سید آره بعد اون روز تازه آثار شیمی درمانیت شروع شد تازه همه داشتن یواش یواش از صدای گرفتت ..از سرفه های که دیگه شده بودن یه قسمت از وجودت  که غمت رو فریاد میزدن ...از رنگ رخسارت که هر روز بیشتر فریاد میزد که داری......

سید امروز تو برا آقا میخونی از دلدادگیت از عشقت که چه جور تو وجودت رخنه کرد و.....آره سید امروز باید بزرگترین تبریک رو به تو گفت که اونقدر ریاضت کشیدی که خدا قبولت کرد که کنار آقا وسالارمون برا اولادش که نشونی از جدش  بود مولودی بگیری .سید جان خوشا به سعادتت و....

سید قول بده حالا که دستمون از دنیا وزندگی واقعی کوتاهه خودت آره سید جان خودت عیدی مونو از آقا بگیر بگو آقا جون عاشقای گناه کارت هوای کربلات رو کردن شما که این همه کریمی به کرامتت اونا رو سیراب کن از عشق نابت که آروم همه دلهای بی پناهه وامید همه دلهای نا امید...

سید جان یادت نره.............یادت نره باده نوشیت رو از جام آقا علی اکبر ومست کردن ما رو از مستیت.. سید امیدمون تویی آقا رو که دیدی اول مراد ما رو طلب کن تو که به مردات رسیدی آره ..سید ..............آره از آقا بخواه که لیاقت بده کعبه شش گوشه شو ببینیم و بعد طواف خونه عشقش عاشقی رو تو محضر خودش یاد بگیریم .سید جان از آقا برامون لیاقت طلب کن لیاقتی که هیچ وقت نداشتیم ....هیچ وقت.....آره سید هیچ وقت.


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 23:15 موضوع | لینک ثابت