تبليغاتX
سید جواد ذاکر

بسم رب خدای صدا وحنجره.

 سیدم سلام .

سید قرنهاست شب و روز داریم میگیم

 آقا جان کجایی آقا جان کی میایی آقا جان چشم براهیم وادعامون میشه خیلی عاشقیم .

اما ...... ............................................اما تا حالا فکر کردیم

اون انتظاری که آقا برا اومدن می کشن

 خیلی بزرگتر و وسیع تر از همه اون انتظارهایی که ما ادعاشو می کنیم ..........

کاش باورمون میشد همه اینا که میگیم فقط حرفه ایکاش باورمون میشد تو قرنی که میگن قرن اتم وانرژی هسته ای وهزارتا تکنولوژی دیگه است هم میشه منتظرواقعی بود.اما مگه ما منتظرواقعی هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیاید از خودمون شروع کنیم تا حالا چیکار کردیم براومدن آقا کدوم حکم رو اون طور که دین و شرعمون میگه عمل میکنیم دیگه داره نمازهامون هم رنگ ریا میگره دیگه برا دلامون هم نمازنمی خونیم فقط برا دنیاست وبرا خواسته هامون جزموقع هایی که دلامون میشکنه وعاشق یه عشق زمینی میشیم میام دخیل می بندیم به درگاه خدا و یادمون میره که میشه ابراهیم وار گذشت از اسماعیل وجودمون وضبح کرد خواسته هارو بر درگاه خدایی که تنها معبوده .......

راستی واقعا ما بنده واقعی هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اونم با این همه خدای پول خدای ثروت وخدای زیبایی وخدای ریا وخدای تجمل وخدای نفس وخدای هوس وخدای رشوت وهزار تا خدای دیگه تو دوران تمدنی که جهالت قرن بیست ویکم هست و هر روزداریم به درگاهشون سربندگی فرو میاریم ؟؟؟؟

انگار فراموشمون شده که هرلحظه ممکنه همه چیز تموم بشه ودیگه هیچی نمونه جز خدایی که آگاهه وناظر وشاهد بر همه چیزآره فراموشمون شده آقایی که عزیزانش رو بر صحرایی سوزان فدای عظمت خدایی کرد که همیشه باقی و جاویده تا دین و اسلامش رو زنده واستوار نگه داره انگار فراموشمون شده ملیکه ای که کنج کلبه خرابه کوفه تاس زرینی رو مقابل گذاشته بود وبه سر سوخته وبریده بابا نگاه میکردواشک میریخت انگاریادمون رفته قرنهاست

آقامون سر میزاره رو دیوار کعبه وباچشم گریان میگن خدایا اینا اهل بیت جد شهید من هستند؟؟؟؟؟؟؟

آخ آقا شرمنده ایم شرمنده شرمنده ایمانی که فقط ادعاشو میکنیم شرمنده اشکهایی که از روی ریا میریزیم شرمنده ندبه هایی که با یه عالمه درد فریادش میزنیم اما همون ندبه ها برا بدیهای ما گریه میکنند.

.ایکاش ایکاش  ایکاش فقط برا هرلیوان آبی که عطش سوزان دلمون رو آروم میکنه یه بار بگیم

            ا لسلام علیک یا با اعبدالله الحسین السلام علیک یا ساقی کربلا السلام علیک

                                               یا ابا صالح المهدی

آقا  این همه عمرمون گذشت وچشم انتظاری کشیدیم .اما آقا همه که مثل ما بد نیستن پیدا میشن اونایی که هنوز از ته دل براتون اشک میریزن آقا شما که بزرگوارید ومهربون چی میشه برا خاطر خوبا از ما بگذرین وخودتون لیاقت بدین تو این عید اسماعیل وجودمون روخودمون بر درگاه خدا قربانی کنیم وبشیم ابراهیم پاکی که همه هستش رو به قربانی خدایی در آورد که همه عالم با همه عظمتش فقط قطره ای از دریای بیکران کرامت و بزرگواریشه ..........

کاش از امروز بشیم حاجی طواف کرده دور کعبه همیشه حی خداوند و تا ابد سنگ بزنیم بر آشیانه شیطان قلبهامون و بشیم رسوای همیشه عاشق آل الله ............

سیدم شما که عاشق واقعی وذاکر آل الله هستین خودتون دست پدری بر سر این اولاد همیشه مست بکشید تا رسوای همیشه عاشق آستان آل الله باشیم ومنتظر واقعی آقا وسید همیشه منتظرمون. 

ان شاالله      

                        اللهم کل ولیک الحجه ابن الحسن (ع)

 

 

 


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا و حنجره

مزن ای مدعی طعنه که گریه کار مردان نیست.......بگریم مرد و مردانه چون

 حسین را دوست دارم

سلام سید

سید باشه نبر

باشه منم خدایی دارم

سید چی بگم از چی بگم

بگم دلم برای زیارت قبرت یه ذره شده

قبلا هم گفتم

بگم میخوام بیام بالا سر قبرت زار بزنم

قبل هم گفتم

سید بخدا دارم دیونه میشم یعنی چی این حرفها

یعنی چی بیام قبرت رو زیارت کنم مگه رفتی سید به والله نرفتی حداقل

برای من نرفتی

سید یعنی اون صدای حسینی که داشتی دیگه نیست

سید به والله میدونم همه تکراری شده ولی خوب چیکار کنم نمیتونم باور

 کنم نیمتونم

سید اجازه بده یکی از روضه هات رو بنویسم

با با دخت یزید به من گفت گر تو شهزاده ای پس زیورت کجاست

بابا جان

گفت یادته وقتی علی اکبر میخواست اذان بگه هی میخواستی بلند بشی

از این لبهای علی اکبر بوسه بگیری اما حیا نمی ذاشت

اما بابا

وقت اذان رسیده علی اکبر کجاست

بابا

ناله را هر چند میخواهم چو دل پنهان کنم سینه میگوید که من تنگ آمدم

خانم جلوی خرابه می نشستن بی بی سکینه میگه با دستشون یه چیزی

مینوشتن میرفتم جلو پاک میکرد رقیه چی مینویسی یه روز دیدم مینویسه

علی خیلی بی وفایی

ویرانه نه ویرانه ندیم من هاراسینیان

بیر قیز یاتیپ اوردا آخی قان یاراسینان

ویرانه چه ویرانه از کجاش بگم یه دختری افتاده از زخمش خون میاد

سید بسمه دیگه نگم

سید بخدا دیونه شدم چرا چرا شیعه ها باید اینقدر خودخواه باشن بابا یه بار

 هم گفتم آقا امام زمان بین یهودی ها بی مسیحی ها که غریب نیست بین

 ما ها غریبه بین ما شیعیان غریبه

به قول سید

تو که هر دم از آقا دم میزنی چرا موقع عمل جا میزنی


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا و حنجره

کربلا بهشته اما

برام هیچ جایی صحن رضا نمیشه

سید سلام

سید خیلی دوست دارم.......

سید برگشتی چه جور هم برگشتی طوری برگشتی که حتی تو خواب

هم نمیتونستم ببینم.

خدا جون فقط امیدم تویی به والله

خدا جون میگفتن خدا با عاشقان یار است ولی نمیتونستم درک کنم

خدا جون خیلی ممنون تو وقتی دنبال آدم میای که هیچ کس رو نداره

خدا جون میدونم من بی لیاقت هستم اینم میدونم به احترام خود امام

حسین داری با من قدم به قدم میای.

وگرنه من لیاقت این رو ندارم که رو بهت بکنم و بگم این مشکلم رو برام

حل کن چون خیلی جاها تنهات میذارم .

خدا جون میگن هر کی برای حسین گریه کنه عوضش رو میگیره میدونم

 وقتی یه مشکلم حل بشه باید مدیون اون اشکهایی باشم که تو مجلسش

 ریختم.

یادته پارسال چطوری گریه میکردم میگفتم خدا این مشکل رو برام حل کن

دیدم من با چه رویی اومدم پیشت بعد رفتم تو مجالس حسین شرکت کردم

 و بعد مشکلم رو حل کردی.

خدا جون خلاصه میخوام بگم خیلی نوکرتم..........

میخوام بگم خیلی جوانمردی که هیچ وقت بنده ات رو تنها نمیذاری تو هیچ

مشکلی.

سید جون من عاشقی بلد نبودم تو عاشقم کردی

سید من دیونگی بلد نبودم تو دیونگی رو یادم دادی

سید من که لایق عشق تو نبودم تو لیاقتم دادی.

 


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 9:48 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خدای صدا و حنجره

سلام سید جونم

سید میبینی چی شد

بخدا میخوام جبران کنم ولی نمیشه تو رو خدا برای آخرین بار به حرفام

گوش کن عشقم تو رو به عباس

سید حالا خودت بگو چیکار کنم چیکار کنم چیکار کنم

سید دلم بدجوری شکسته سید من اینجا پیداش کرده بود میخوام اینجا بهم

 برگردونی

سید رفتی من رو هم ببر اوجا سید داری الان با من گریه میکنی ولی تو

خیلی راحت میتونی بگی فقط یه بار دیگه به حرفام گوش کنه

حسین حسین حالا که نوبت ما شد روت رو برگردوندی

امام رضا امام رضا

حضرت معصومه حضرت

فقط یه بار دیگه به حرفام گوش کن تو رو خدا رهام نکن رهایم

سید من غلط کردم تو راه رو نشونم بده


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 16:8 موضوع | لینک ثابت


هر کی هر چی فکر بکنه بکنه فقط اونی که باید متوجه بشه میشه

یه عمری تو وبلاگم

هی میگیم و مینویسم

اما خدا خوب میدونه دل از سید نمیکنم

همش میگقتم که سید زندگیم رو من دوست دارم

تو رو خدا نگیر از من بذار همین جور بمونم

تا که یه روز یه چیزی شد

من فکر همه چیز هم تموم شد

اما یه شب خوابی دیدم تو خواب رویا که بودم حرف عجیبی شنیدم

سید جواد اومد پیشم یه تف کرد و گفت رضا تو خیلی هستی بی حیا

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بعد گفت رضا منم میرم دیگه اسمم رو ازت نشنوم

حالا میخوام جبران کنم نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چیکار کنکم

خدا جون چیکار کنم


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 9:50 موضوع | لینک ثابت


 

بسم رب خدای صدا و حنجره

سلام سید

سلام بد جور دیونم کردی بخدا.................

سید گفتن دوری و دوستی نگفتن اینقدر طول میکشه................

سید گفتن همه صدا ها یه طرف صدای تو یه طرف دیگه نگفتن با شنیدنش دیونه میشن..........

تو که من رو دیونه کردی رفت سید گفتن هر کی صدات رو بشنوه آرووم

میشه دیگه نگفتن هر کی بشنوه در به در و آواره میشه نگفتن که هر کی

شنید سر و صورتش خونی میشه

سید پارسال وقتی صدات رو شنیدم گفتم دیگه اونطوری که میخوای میشم

نشد نشد بوالله نمیشه

سید بخدا میدونم مایه سرافکندگی تو هستم سید ولم کن نمیخوام دیگه

 بیشتر از این ناراحتی هام رو به جون بخری نمیخوام دیگه بیشتر از این

اذیتت کنم سید من رو ببخش

سید وقتی صدات رو شنیدم گفتم دلم رو بهت میدم میرم هر کجا که تو

بخوای نتنها تنهات گذاشتم بلکه دلمم رو کندم کاش قلم پام میشکست

کاش میمیردم که مثل من رفیقی نداشتی سید

سید اگه واقعا دوست خوبی برات بودم حداقل یه بار دعوتم میکردی قبرت رو

 زیارت میکردم سید غلط کردم غلط کردم سید چرا بین این همه آدمای

خوب من رو انتخاب کردی من بیلیاقت رو بین این همه آدمایی که تا اسم

حسین رو میشنون گریه میکنن من رو انتخاب کردی سید

سید بازم دلم خوشه میام یه روز زیارتت میکنم و آدم میشم ولی میدونم

بازم آدم نمیشم نمیشم

سید قرار نبود دیگه تو هم ......... سید دیگه قرار نشد دوری مون اینقدر طول

 بکشه سید بذار بیام پیشت سید دعوتم کن یا بذار بیام یا بذار برم دل دل

نکن سید یا دعوت اون دنیا رو بهم بده یا دعوت قبرت رو بده

سید مگه خودت نگفتی مجالس ما شفاعت خونه عالمه پس چرا هنوز من

شفاعت نگرفتم میدونی که سید من وقتی شفاعت میگرم وقتی دیونگی

ام کم میشه که بیام قبرت رو زیارت کنم سید بذار بیام

مگه قرار بود وقتی رفتی ما رو از یاد ببری سید

امام حسین به تو بگم امام حسین چرا سیدم رو ازم گرفتی چرا نذاشتی

برم دستش رو ببوسم ارباب ارباب ارباب

سید باشه باشه باشه منم یه خدایی دارم من دلم خوشه وقتی عالم ردم

کنه خدا دیگه ردم نمیکنه منم دلم خوشه وقتی تو ما تو رو تنها گذاشتی و

رفتی خدا تنهامون نذاشته

خدا جون توبه توبه توبه توبه توبه توبه توبه

خداجون چرا من نمیتونم آدم بشم سید تو رو خدا کمکم کن کمک کن کمکم

 کن

خدا جون میخوای دیگه از این بدتر بشم 3 ساله نرفتم مشهد دیگه گناه از

بیشتر که آقامون دعوت نکنه


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 17:3 موضوع | لینک ثابت