بسم رب خدای صدا و حنجره سلام سید سید عیدت مبارک سید بخدا ازت خجالت میشکم آدم به همه چیز فکر میکرد جز اینکه بیار با روح سید حرف بزنه سید یعنی این منم من همون رضا هستم سید دستت درد نکنه سید دستت درد نکنه عشقت رو تو دلم جا دادی سید من رو ببخش وقتی جاهل بودم بهت می گفتم این رسم دوستی نیست که من رو پیش خودت نیمبری مگه اون کاری که ما با تو کردیم رسم دوستی بود من رو ببخش خیلی پام رو از گلیمم دراز کرده بودم سید میخوام یه خوابی رو که دیدم اینجا بنویسم خوابی که هر دفعه یه چیز جالب از اون خواب بیرون میاد یه بار خواب دیدم دوتا فرشته دارن مینویسن (قوت حیدر صفدر همه جاری شده در دست عباس علی بازوی عباس علی) بعد میگن خوش به حال اونی که این رو خونده مولامون علی خیلی خوشش اومده این رو من از سید شنیده بودم بعد از خواب رفتم سراغ مجلس کامل اون بیت ببینم سید قبل از اون بیت چی گفته بعد از اینکه مجلس کاملش رو پیدا کردم دیدم سید قبل از خوندن اون بیت میگه نمیدونم چه حکمتی تو این مجلسه جالب اینجاست که بعد میگه ببینم آقا مون چطوری این بیت رو تو مجلس جا میندازه بخدا من این حرفهای سید رو نشنیده بودما فقط اون بیت رو از سید شنیده بودم خدا میخوام یکم هم با تو حرف بزنم آخه بنده تم خدا میبینی دلم رو چیکار کردی دستت درد نکنه سیددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد ببخش سید قاطی کردم نا سلامتی امروز عیده سید میخوام یه حکایتی رو بنوسم یه روز یکی از شاگردان امام صادق عاشق دختر همسایه میشه بعد روش نمیشه خودش بره به دختره بگه میره پیش امام جریان رو برای امام تعریف میکنه بعد امام میگه مثلا برووو فردا شب بریم خونه شون بعد این میره وقتی شب میخوابه تو خواب میبنیه یکی میگه اگه چشات رو باز کنی فرشته مرگ رو میبنی بعد صبح که بیدار میشه این چشاش رو باز نمیکنه بعد ازخونه میاد بیرون امام میگه چرا چشات رو باز نمیکنی بعد به امام توضیح مید امام میگه ولش کن چیزی نیست باز کن ولی اون جوونه از ترسش میگه نه بازش نمیکنم بعد شب میشه میرن خواستگاری دختره امام بهش یه تنه میزنه و میگه زود باش چشات رو باز کن دختره اومده این همینجوری میمونه و چشاش رو بازنمیکنه تا اینکه دختره چایی میاره و میگه بفرمائید تا صدای دختره رو میشنوه بی اختیار چشاش رو باز میکنه و دختره رو میبینه و می افته و میگه خوب این فرشته مرگ منه دیگه
نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت
بسم رب خدای صدا و حنجره هر که خواهد با حسین گیرد تماس ابتدا باید شود زینب شناس سلام سید سید تو رو خدا کاری کن آقا مدیون گلم بیاید جوابش رو بگیره ببین مدیون جان تو با کلمه لا اله الا العلی که من میگم اشکال داری میخوام توضیح بدم خوب گوش کن درسته امام علی زمین و زمان رو خلق نکرد ولی امام علی اونقدر مقامش بیشتر هست که وقتی تو میخوای نماز بخونی بعد از اینکه میگی اشهدان لا اله الا الله میگی اشهدان محمد رسول الله بعد میگی اشهدان علی ولی الله این یعنی چی یعنی اگه علی رو قبول نداشته باشی حتی اون نمازی رو که برا خدا میخونی اشتباه هست اگه زهرا رو قبول نداشته باشی خدا رو هفتاد سال عبادت کنی بازم ارزش نداره ازتون یه سوال دارم شما که حرفهای ما رو قبول ندارین سید وقتی تو شعراش میخوند زاهدا امشب بیا با ما به میخوانه یا خیلی وقتها که از کلمه زاهد استفاده میکرد منظورش از زاهد چی بود منتظرم تا جواب شما رو بشنوما هر کی نظر داره هر کی جوابی داره منتظرم بیاد بگه وقتی هم میگم لا اله الا الزهرا ربطی به دوست داشتنم به سید نداره به ریسمان محکمی که بین من و اهل بیت هست به اون ربط داره که انشالله همیشه حفظ بشه شما حق ندارید بگید با این حرفهام دل سید رو تو قبر میلرزونم خود سید گفته هر کی میره تو قبر خودش میدونید چی شد من این راه رو انتخاب کردم به خاطر این میگم که میگید این راه حمایت از سید نیست خدا میدونه من کم کاری نکردم تو راه سید و نمیکنم من حتی یه بار رفتم با وزیر حفاظت و اطلاعت که آخوند بود باهاش در مورد سید حرف زدم و تا حدودی قانعش کردم حالا بذار بگم چرا این راه رو انتخاب کردم یه بار به مداحی سید گوش میکردم دوستم اومد مغازه گفت رضا دیگه شورش رو در آوردی سید اون دنیا حالش رو میبره با امام حسین محشور شده حالا تو هم داری به مداحی های اون نگاه میکنی و میگی بیچاره سید چه بلاهایی که سرش نیومد اون بیچاره نیست ما بیچاره هستیم که نمیدونم اهل بیت یعنی چی اون موقع بود که این راه رو انتخاب کردم بازم میگم تا نفس میکشم از اهل بیت و سید میگم و ازشون تا جان دارم دفاع میکنم میخوام بدونم اگه اهل بیت نبود ما چطور میتونستیم خدا رو بشناسیم بازم میگم خود سید گفته گفتم اگر رضا خدا خدا رضا خدا کی از رضا جدا رضا کی از خدا جدا بابا میخوام بدونم مسیحی حضرت زهرا رو قبول ندارن ولی خدا رو قبول دارن یهودی اهل بیت رو قبول ندارن خدا رو قبول دارن ارزشی داره بخدا دیگه جیگرم داره پاره میشه بابا اینا قدیمی شده اگه حرف تازه ای دارین بیایید بگید همین سنی ها خدا رو قبول دارن پیامبر رو قبول دارن قرآن رو قبول دارن ولی علی رو قبول ندارن به نظر شما ارزش داره نمازشون درسته عبادتشون درسته بخدا خیلیها عشق واقعی سیدالشهدا رو نفهمیدن وقتی ما میگیم کلب سید جواد خود سید گفته سگ کوی سگان کوی تو باشم فکر کنم جوابت رو گرفته باشی دوست خوبم روز قیامتی هم هست روز حساب و کتابی هم هست اون روزی هم هست که قلب دهن وا میکنه و میگه توم چی میگذشت
نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 9:45 موضوع | لینک ثابت
بسم رب خدای صدا وحنجره رحلت جانگداز نبی مکرم اسلام پیامبر اعظم خاتم النبین محمد مصطفی (ص)وشهادت اولادپاکش سبط اکبرشان کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) وشهادت غریب الغربا ضامن آهو حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)برحضرت ولی عصر وتمام مسلمانان و عاشقان اهل بیت تسلیت باد. حسین پرست شدم و شدم سگ زینب لا اله الا الزهرا گفتم شدم غلام زینب لا ذاکر الا الحسین لا ذاکر الا علی لا ذاکر الا الزهرا سلام سید دیگه میخوام حرف دلم رو بگم هر چی شد باشه میخوام تشابه سید با اهلبیت رو بگم. آی اونایی که میگن چرا هی از سید میگم؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی حضرت علی اکبر شهید شد لیلا اومد بالا سرش گفت تو رو خدا بلند شو یه بار دیگه جلوم راه برو. وقتی هم سید شهید شد خیلی ها گفتن سید تو رو خدا بلند شو فقط یه بار بخون اگه هیچ کس هم نگفته باشه خودم از مادرم شنیدم که وقتی به مداحی سید گوش میکرد واسه خودش گفت چی می شد از قبر بلند میشدی یه بار دیگه میخوندی و برمیگشتی. همونطوری که به حنجره علی اصغر تیر خورد و درد حنجره شهید شد سید هم از درد حنجره شهید شد. همونطوری که به حضرت فاطمه زهرا سیلی زدن به سید هم تو مشهد سیلی زدن. سید با اجازه سید وقتی موهای بدنش ریخته بود وقتی رفته بود مشهد اونجا با سیب سرخی مجلسی داشت کنار صحن امام رضا که نذاشتن حتی یه عکس از اون مجلس گرفته بشه بعد از اینکه سید خوند وقتی نشست اومدن یه (امام زمان ببخش من رو ) اومدن به دماغش یه اسپری زدن و از اونجا دیگه سید سرطانش شدت گرفت. سید بخدا از همه خسته شدم حسین سر داد و دست نداد در دست یزید حقا که لایق کلمه لااله الا الحسین است. آن نقطه که زیر بای بسم الله هست آن خال لب علی ولی الله است. والله همه حرف های دل که گفتنی نیست. من بیمارم مرضم کرببلاست خوب شدنی نیست.
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 11:58 موضوع | لینک ثابت
بسم رب خدای صدا و حنجره حسین سر داد و دست نداد در دست یزید حقا که لایق کلمه لااله الا الحسین است آن نقطه که زیر بای بسم الله هست آن خال لب علی ولی الله است سلام سید حسین چی میشه ما تو سال تحویل کربلا باشیم اونا که مکه رفتن دیدن که سنگ به شیطان میزنن باید یه روح داشته باشه اونی که دشمن زینبه شیطانه چون که در حج سنگ دین بر قلب شیطان میزنن من تو وبلاگ سنگ بغض و کینه بر دشمن زینب میزنم خدایا به آبروی بی بی زینب که آبروی کربلا رو خرید عشق بی منهای زینب هیچ بود کربلا منهای زینب هیچ بود هر که خواهد با حسین گیرد تماس ابتدا باید شود زینب شناس لال گردد آن زبانهای عناد اونایی که میگن خانم پیر وارد جلسه شد بابا اینا دروغه حدیث هست دخلت متکبرا با کبر و غرور وارد شد ترس دشمن از حجاب زینب هست حفظ چادر انقلاب زینب هست حالا حرف همیشگی رو میگم هر چی شد باشه خدا چی داشت اگه زینب نداشت خود آدم به عشق زینب آدم شد ارباب مویی از تو را به کهکشون نمیدم جز تو دست خالی ام رو به کس نشون نمیدم والله همه حرف های دل که گفتنی نیست من بیمارم مرضم کرببلاست خوب شدنی نیست
نوشته شده توسط رضا در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت
بسم رب خدای صدا وحنجره .
سید جان سلام امروز اومدم با یاد خودتون با آقا حرف بزنم سید خودت قلمم رو بگردون.
آقاجون به رسم ادب سلام .آقا جون هر چی میخواد اسمشو بزارین .درد ودل مناجات منادا تمنا.در خواست التماس گدایی.آقا جون من میگم گدایی بزار هرکی هرچی میخواد بگه .
از وقتی که یادم میاد اسم تون رو تو گوشم زمزمه کردن تا خودمو شناختم انگار یکی گوشه دلمو گرفت وکشون کشون آودتم گدایی در خونه تون اون اولا دلباخته ساقی تون بودم آخه میگن جز آقا ابولفضل هیچ کس حق نداره آدما رو تو مدرسه عشق شما اسم نویسی کنه.
آقا دستمو گرفت کشون کشون آوردتم در خونه خودتون مثل یه برده حلقه بگوش بند اسارتتون رو آویز گردنم کرد.
می دونم که خیلی بی لیاقتم اما آقا گدایی که لیاقت نمی خواد رو میخواد به خدا منم این اولین درگاهیه که این جوری گدای ماهرش شدم .
تا اسمتون رو از یه جا شنیدم با پا که نه آقا خودتون شاهدی با سر راهیش شدم تا شنیدم یه جا میگن حسین جونم وکه نه همه هستمو به پاش ریختم همه دارم از این دنیا یه سجاده نمازه که دلمو هر وقت آتیش میگیره میارم طواف خونتون دیگه اون کتاب کوچیک زیارت عاشورا هم از اشکا و ناله هام خسته شده آقا جون به خدا شرمم میاد که اینا رو بنویسم اما دلم خونه آقا جون دیگه نمی تونم بعضی وقتا سر بلند کنم و...............
آقا جون هرکسی یه حاجتی داره یکی ازتون خونه میخواد یکی ازتون سلامتی میخواد هر کسی یه چیزو بهونه کرده واومده که بگه عاشقتونه .
اما آقاجون بهونه من خودتونید آقا جون هیچی بهونه ندارم جز خودتون آقا جون اگه رسم عاشقی کشدنه به جدتون قسم همه جونمو پیش کش میکنم . تا تونستم کاری کردم که ازم راضی باشین اما میدونم هنوزم که نوکر نوکر نوکر نوکرای درگاهتون هم نیستم اماباشه من به هزارهزارهزار بار کمتر از اینم راضیم آقاجون چند وقت پیش اونقدر صداتون کردم یادتونه تو خواب کربلا تون رو دیدم سر تعظیم کردم به درگاهتون وگفتم السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین آقا یادتون مبهوت بودم گنبدتون کمی .......اما باز کربلا بود وقتی بیدار شدم سر به سجاده گذاشتم ونماز شکر به درگاه خدا آوردم شکر روز هزار هزار بار شکر اما اقا جون حکایت من شده حکایت اونی که از اربابش خودشو می خواست اما ارباب خونشو نشونش میداد. ببخشید آقا میدونم خیلی دارم زیاده روی می کنم اما اقا جون میگن کربلا باید خودتون دعوت کنید نه لیاقته نه قسمت اما اقا من ازتوت خودتونو میخوام میخوام برایک بار هم که شده روی ماهتون رو ببینم شاید اون لحظه اونقدر بی لیاقت باشم که تو اولین نگا نور عظمتتون برا همیشه نور چشمامو بگیره اما آقا جون من اون کوری رو به این بینایی که لیاقت دیدن روی ماهتون رو نداره ترجیح میدم .
خدایا خودتون فرمودیدن: بخوانید مرا تا اجابت کنم شماراحالا من بنده گناه کارت بنده نیازمندت که گدایی درگاهتون رو میکنه اومدم ازتون یه چیز بخوام می دونم باید خود آقا اذنم بده اما خدای من خدای خوب ومهربون من تا آخرین نفس این تنها خواسته من برای خودمه آرزوی دلم مقصد وهدف زندیگم اینه که که شما و آقا ازم راضی باشید می دونم خیلی چیزا کم دارم اما خداجان خودتون لایقم کنید .آقا جون در به در خونتون شدم شاید تو این آسمون هفت مرتبه یه ستاره رخسار ماهشو به این چشمای بی لیاقتم نشون بده .باشه آقا جون شاید رضایت خدا وخودتون به این باشه که به این عشق تا ابد بسوزم باشه اگه رسم عاشقی سوختنه من همه هستمو تو این آتیش عشق به پیش کش میزارم وهر روز هزار بار میام گدایی شاید راهم بدید.تا آخرین نفس تا آخرین محمل تا آخرین نگاه چشم به آسمون می دوزم ومی گم :
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین.
نوشته شده توسط رضا در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 18:36 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بسم رب خدای صدا و حنجره.
سیدا تا ابد...... تا آن لحظه که چشمانم اشکی برای گریستن دارند و تا آن لحظه که حنجره ام توانی برای فریاد زدن دارد و تا آن لحظه که می توانم قلم را بر غمت بگریانم بر غربتت می گریم وگذشت روزگار ذره ای از کوله بار سنگین غمت هرگز نمی کاهد که بار غمت چون کوهستانی برفی هر لحظه سنگین ترست و نفس کشیدن بر آن غیر ممکن.
مولا جان آقایم وسالارم یاریم ده که تاب این همه غم و اندوه را بر این تن نحیف و خسته داشته یاشم .
الهی آمین یا رب العالمین..............
من رضا پورمهدوی این وبلاگ رو به همه طرفداران مرحوم تقدیم میکنم شما هم زحمت کشیده نظر دهید.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا