بسم رب خدای صدا و حنجره.
سلام سید
اونی که تنهای تنهاست دلش از همه بریده اونی که واسه یه بار
هم هنوز
آقاش رو ندیده
ارباب (سید) این رو گفت بردیش پیشت
سید خسته شدم از همه حتی از خودمم خسته شدم
سید بعد از تو خاک بر سر این دنیا و زندگانی این دنیا
سید اونقدر حرف تو گلوم گیرکرده باهاش چیکار کنم خودت بگو
تو که شاهد بودی امروز استادمون گفت فلان درس رو ساعت
یک و نیم جمعه بیایید بعد از اینکه گفتم ما چون نماز جمعه میریم
نمیتونم بیاییم
دیدم همه خندیدن
تازه استادمون میگه (میخوام بگم واسه اینه که میگم امام زمان از
دستمون خون گریه میکنه) میگه خوب تا امام جمعه خطبه رو
بخونه تو هم نماز جمعه رو بخون بیا
خنده دار تر اینه میگه اگه باید بعد از خطبه نماز جمعه خونده بشه
پس نمازتون سر وقت نیست
جالب تر از همه اینکه میگه تو واقعا میری نماز جمعه تو دلم گفتم
طوری میگه انگار میگم میخوام برم جبهه
خدا شرمندتم خدا از طرف همه میخوام باهات حرف بزنم
خدا جونم میدونم خیلی بد شدیم
نه فقط از طرف خودم میخوام باهات حرف بزنم
خدا جون چیکار کنم خوب بدم مگه بدا این بی صاحب دل رو
ندارن چرا نمیذاری حرم آقام رو ببینم نمیذاری سقاخونه خوشگل
امام رضا رو ببینم
ارباب بخدا دلم تنگ شده برات
سه ساله ندیدمت ارباب دیگه باید تو نوکریتم شک کنم ارباب
ارباب
ارباب
ارباب خوب دوست دارم چیکار کنم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
ارباب تو رو به حق این روضه که میخوام بنویسم دعوتم کن
یه روز امام علی از عباس پرسید عباس میخوای چه شغلی رو
انتخاب کنی گفت بابا میخوام عین تو چاه بکنم به مردم بدم از اون
لحظه بچه های امام حسین میدیدن عباس با مشک میاد روز عاشورا
دیدن رقیه این
مشک رو به زور میکشیه و میگفه بیایین این مشک رو به عموم
بدین
تا آب بیاره براتون
ارباب خودم میدونم لیاقتش رو نداشتم تو این سه سال ولی ارباب
خودت
میدونی چه بذاری بیام چه نذاری بیام بازم میگم آقا دوست دارم
سید هممون دم از تو میزنیم ولی تو رو تنها گذاشتیم
چند وقت پیش با وزیر عقیدت سیاسی یه بحثی داشتم که در
مورد سید
هم یه حرفی انداختم ببینم چی میگه دیدم میگه بابا ذاکر ضداانقلاب
بود باشه ذاکر ضدا انقلاب ولی کجا دیده شده ضدانقلاب بیاد :
بگه خانم
اونقدر حرف تو این دلمه به کسی نگفتم خانم خسته شدم دیگه
میخوام بمیرم خوب اگه ضد انقلاب بود وقتی میدید اگه بخونه
میمیره خوب
نمیخوند کنار میرفت خاک بر سرتون چی گیرتون میاد با این همه
تهمت
خدا خودش به احترام بی بی پهلو شکسته دوعالم به فریاد های
ناگفته دلای سوخته مون برسه .
علی علی حیدر مدد.
نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 20:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بسم رب خدای صدا و حنجره.
سیدا تا ابد...... تا آن لحظه که چشمانم اشکی برای گریستن دارند و تا آن لحظه که حنجره ام توانی برای فریاد زدن دارد و تا آن لحظه که می توانم قلم را بر غمت بگریانم بر غربتت می گریم وگذشت روزگار ذره ای از کوله بار سنگین غمت هرگز نمی کاهد که بار غمت چون کوهستانی برفی هر لحظه سنگین ترست و نفس کشیدن بر آن غیر ممکن.
مولا جان آقایم وسالارم یاریم ده که تاب این همه غم و اندوه را بر این تن نحیف و خسته داشته یاشم .
الهی آمین یا رب العالمین..............
من رضا پورمهدوی این وبلاگ رو به همه طرفداران مرحوم تقدیم میکنم شما هم زحمت کشیده نظر دهید.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا