تبليغاتX
سید جواد ذاکر

بسم رب خداي صدا و حنجره

سلام حسين

سلام سيد

قبل از همه آقای ذاکر که برام نظر خصوصی گذاشتی من اصلا به چت نمیام هر کاری داری تو

نظرات بهم بگو اگه کاری هم داشتی شمارت رو بده بهت زنگ بزنم

سيد نميدونم چي شده ميخوام فقط اين پست رو واسه بي بي زينب

اختصاص بدم

شماهه فكر ميكنيد همين امام علي و حضرت زهرا به بي بي زينب اسم

 زينب رو گذاشتن تموم شد اين اسم خدا گذاشته رو اسم بي بي

دليل داره اسم زينب معني داره

چند تا دليل داره

فقط دو تا شو ميگم

يا زينب يا زينب يا زينب

زينب

حرف (ز) از حرف اول زهرا برداشته شده خدا فرمود يا محمد اگه تو نبودي

عالم رو خلق نمي كردم به علي فرمود اگه تو نبودي محمد رو خلق نميكردم

 به زهرا فرمود اگه تو نبودي هيچ كدوم رو خلق نمي كردم اين اسم اولين

(ز) از بي بي گرفتن يعني علت خلق پيغمبر و علي . دومين حرف (ي) از

آخرين حرف علي رو گرفتن چون ولايت در اميرالموئمنين تموم شد شاه

ولايت خانم . نونش چيه (ن) از آخر حسن و حسين كه ميشه حسنين

برداشته شده . (ب) حرف وسط از نبي برداشتن يعني زينب هم هست

شد زينب

دومين دليل :

اسم محمد نقطه نداره گوش كن قشنگ بخون اسم محمد نقطه نداره

فاطمه يه دونه قربون اسمت برم بي بي علي نقطه نداره حسن يه دونه

حسين سه تا جمعا ميشه پنج تا اما بي بي زينب تنهايي خودش پنج تا

نقطه داره عشق پنج تا آتش پنج تا

باشوا دولانيم خانيم زينب

بي بي جان زينب بي بي جان زينب

ارباب ارباب

يكي مي رفت پيش امام صادق به بهلول گفت ميرم پيش امام حرفي نداري

 كف دستش رو باز كرد پنج تا انگشتش رو نشون داد گفتن ديونه است يه

چيزي گفت وقتي رفتن پيش امام حضرت فرمود نميخواي پيام بهلول رو بدي

 گفت فقط پنج تا انگشتش رو نشونم داد حضرت هم دوتا انگشتش رو به

اون شخص نشون داد گفت حضرت اينا يعني چي اين علامتها گفت بهلول

به من گفت از بين اين همه دانشجو من پنج نفر رو جمع ميكنم قيام بكنيم

منم ميگم از بين دانشجو ها نه از بين صدها هزار مريد اگه دو نفر پيدا كردي

 ما قيام ميكنيم

حالا ببين امام زمان چقدر غريبه آقا چرا تو ايران اين همه دم از اقا ميزنيم

ولي بازم تنهاي تنهاست

يه چيز خيلي عجيبي رو ميخوام بگم خيليا اگه بپرسيم حتي از من كه مثلا

امام موسي كاظم رو كي شهيد كرد چه جوري شهيد شد يا بقيه امامان

مسلماً نميدونيم ولي اگه از يه بچه 7 ساله بپرسيد امام حسين رو كي

شهيد كرد ميگه شمر معلون اگه بگيد كجا شهيد شد ميگه كربلا برادري

داشت به نام عباس پسري داشت به نام اصغر اربعيني داره . چرا اينا رو يچه

 7 ساله ميدونه ولي خيلي از ماها حتي نميدونيم بقيه امام چطوري شهيد

شد برادري داشت يا نه اينا دليلش چيه بچه 7 ساله اونا رو ميدوني يه دليل

بيشتر نداره همه اينا مديون سخنراني حضرت زينب هست واسه همينه

ميگن كربلا در كربلا مي ماند اگر زينب نبود نينوا در نينوا مي ماند اگر زينب

نبود زينب اينه

هم تراز زينب كجاست هر زني را زينبي خواندن خطاست

زينب كبري زليل و خوار نيست از زنان كوچه و بازار نيست

خدايا به دل طعنه خورده سيد هيچ وقت ما را از زينب دور نيانداز


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت


بسم رب خداي صدا و حنجره

سلام سيد

سلام ارباب

ارباب دستت درد نكنه دعوتم كردي

آقا جونم ديدي اومدم حتي يه چيز هم ازت نخواستم

اقا جون ديدي بي معرفت نبودم

ديد اومدم فقط كبوترات بوسيدم برگشتم

ديدي اومدم تو صحنت خوندم و سينه زدم

ديدي اومدم سقاخونت رو با ديده دل ديدم و برگشتم

اقا ديدي باعث سردرديت نشدم

ديدي فقط صحنت بوسيدم برگشتم

آقاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

آقا با من چيكار كردي بخدا حتي تو خواب هم نميديدم مكارم شيرازي تو دو

 قدمي من بشينه

آره آره مكارم شيرازي تو دو قدمي من تو مشهد نشسته بود

رفته بودم نماز جماعت تو صحن ارباب ديدم نوشتن تو صحن جامع رضوي در

اين مكان نماز جماعت به امامت ايت الله العظمي مكارم شيرازي بر گذار

مي شود منم رفتم اول صف نشستم دو شب فقط به صورت مكارم نگاه

ميكردم ولي شب سوم سيد بهم گفت وقتي مياد بلند صلوات بفرست منم

وقتي مكارم شيرازي وارد صحن شد تو صف اول ايستاده بودم بلند فرياد زدم

 بر جمال آقا امام زمان صلوات ديدم مكارم زل زد بهم باورم نميشه آخه چرا

سيد اين رو به من گفت من ذاكري بيام اوني كه به من ميگه كافر پشتش

نماز بخونم سيد خودم سپردم بهت

وقتي بر ميگشتيم رفتيم قم رو هم زيارت كرديم وقتي رفتم تو يك پاساژ تا

سي دي سيد رو بخرم وقتي سي دي رو خريدم ديدم يه ديونه اومد جلوم

 خيلي خوش رو بود بهم با لحن شيرينش گفت سيد ذاكرها ميشناسيش

دوسش داري گفتم آره ديدم يه دفعه سي دي رو از گرفت بوسيد خشكم

زده بود همينجور متحير مونده بودم بي اختيار دستم برم رو شونه هاش و

شونه هاش رو ماليدم انگار استخوان نداشت بعد سي دي رو بهم داد و

رفت اون لحظه فقط ميخواستم گريه كنم آخه يه ديونه يه عقب مونده سيد

رو از كجا ميشناسه يه عقب مونده چطور عاشق سيد شده سيد قربون

خلوص نيتت بشم

آقا آقا قهر مكن با من درد آشنا

آقا چرا به من گفتي برو

يعني كي دعوتم ميكني

آقا چون خسته بودم به من گفتي برو

اي ژسر سبز عباي علي كي بازم دعوت ميكني

آقا چي مي شد اونجا ميمردم

آقا آقا قهر مكن آقا قربونت برم قهر مكن با من درد آشنا

آقا چون ازمن بهترا قرار بود بياد بهم گفتي برو

آقا به كوي شهادت شهيدم كن

آقا چي مي شد هنگام خوردن آب سقاخونت مي مردم

اي رضا اي رضا اي رضا

آقا گرچه آبرويت رو بردم آقا از آب سقا خونت خورده ام

الله اكبر


 

نوشته شده توسط رضا در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت