بسم رب خدای صدا و حنجره سلام سید سید میخوام با خدا حرف بزنم خدایا میدونم اگه این پرده رو از جلوم میکشیدی بی ابروترین شخص من بودم خدایا من خیلی لوس کردی خیلی من پر رو کردی که با این همه گناه بازم میذاری حسینت رو دوس داشته باشم خدایا این چه وضعی هست هر چه قدر بزرگ میشم زیادتر گناه میکنم خدایا این چه وضعیه هر هفته از این جمعه تا جمعه دیگر گناه نمیومنه انجام میدم و باکارام دل مهدی رو خونی تر میکنم خدایا غلط کردم بذار مثل حمید جان خودمونی بگم خدا خریت کردم خریت کردم ببخش العفو به حق الحسین العفو به حق الزینب خدا اگه قراره این جوری پیش بره من رو بکشی خیلی بهتره خدا خودت میدونی هیچ کس این رو نمیگه ولی ما ذاکریا میگیم اگه قراره این جوری گنهکار باشیم ما رو بکش راحتمون کن خدا خسته شدیم اونقدر گناه کردیم خسته شدیم که نمیتونیم جلوی هوسمون رو نگهداریم سید به تو بگم سید تا کی گوش بکنیم تا شاید یه چیزی بشنوه خوب نمیتونیم تا کی چشامون رو باز کنیم شاید یه چیزی ببینیم سید هوسمون نمیذاره نمیذاره چیکار کنیم خدا 




نوشته شده توسط رضا در سه شنبه سوم دی 1387 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بسم رب خدای صدا و حنجره.
سیدا تا ابد...... تا آن لحظه که چشمانم اشکی برای گریستن دارند و تا آن لحظه که حنجره ام توانی برای فریاد زدن دارد و تا آن لحظه که می توانم قلم را بر غمت بگریانم بر غربتت می گریم وگذشت روزگار ذره ای از کوله بار سنگین غمت هرگز نمی کاهد که بار غمت چون کوهستانی برفی هر لحظه سنگین ترست و نفس کشیدن بر آن غیر ممکن.
مولا جان آقایم وسالارم یاریم ده که تاب این همه غم و اندوه را بر این تن نحیف و خسته داشته یاشم .
الهی آمین یا رب العالمین..............
من رضا پورمهدوی این وبلاگ رو به همه طرفداران مرحوم تقدیم میکنم شما هم زحمت کشیده نظر دهید.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا